تبليغاتX
رادیوسیتی
رادیوسیتی
87/06/06
هدیه

دوست داشتم در ازای آسمون پرستاره‌ای که بهم دادی، هدیه‌ای درخور تقدیم‌ات کنم اما چیزی به‌جز این نوشته و این صدا نداشتم...

 

جدا شدن

و به جا گذاشتن‌ ِ

عطر خانه و

گرمای اجاق و

پنجره‌‌ی بخار گرفته‌ای

که در پشت‌اش برف می‌بارد

و کتری آب‌جوشی

که سوت می‌زند

و تنبلی کش‌داری

که تو را به حل جدول وامی‌دارد

و بوی غذایی که خانه را برداشته

و صدای ویلنی که زردملیجه می‌زند...

 

این،

زندگی من بوده

گاهی با جبر

و گاهی با اختیار

گاهی به زور

و گاهی به میل

 

 

اگه پادکست رو با دور تند می‌شنوین اول دانلودش کنین و بعد گوش کنین و اگه سرعت اینترنت‌تون پایینه از این لینک می‌تونین برای شنیدن یا دانلود استفاده کنین که البته Kbps 128 هستش.

+ رها Balatarin